نقدی بر مجموعه تلویزیونی دکستر (Dexter)

فیلم و سریال

سلام :)

سال نو شما مبارک.

مدت نسبتا زیادی از آخرین بروز رسانی وبلاگ می گذرد. مهم ترین علتی که در این مدت این وبلاگ را بروز نکرده ام نبود ایده بود. تولید محتوا واقعا سخت است. منظورم از تولید محتوا ترجمه خبرها و آموزش ها از زبان های دیگر (بخصوص انگلیسی) به فارسی نیست.

Dexter – دکستر

بیشتر اوقات فراغت من به دیدن فیلم ها و سریال های مختلف سپری می شود. بنابراین تصمیم گرفتم که هر چند وقت یکبار نقدی در مورد آنها بنویسم. نقد زیر نظر و برداشت شخصی من از سریال دکستر بعد از دیدن ۲ فصل آن است.

درباره Dexter

دکستر، یکی از مجموعه‌های درام تلویزیونی آمریکایی است.این مجموعه براساس رمان دکستر رویای تاریک بین اثر جف لیندزی ساخته شده است.نویسنده تلویزیونی آن جمیز منوس جونیور برنده جایزه امی است. این مجموعه درباره دکستر مورگان، آدم‌کشی زنجیره‌ای است که برای اداره پلیس میامی به عنوان کارشناس پاشیدگی خون کار می‌کند.

دکستر تحسین بسیاری از منتقدین را به همراه داشت و برنده دو جایزه امی در بخش فنی شد.

داستان (به نقل از ویکی پدیا)

دکستر در سن ۳ سالگی یتیم شده و دارای یک آسیب روانی توسط افسر پلیس میامی هری مورگان به فرزندی پذیرفته شده بود.وی متوجه گرایش‌های بیماری روانی دکستر شد و به وی یاد داد تا اشتیاق وحشت آور خود را برای کشتن کنترل کند و آن را در راهی سازنده با کشتن افرادی که لیاقتش را دارند به کار برد.کسانی که بیشتر آن ها از دست سیستم به خاطر راه‌های گریز در قانون فرار کرده اند یا هرگز دستگیر نشده اند.

دکستر برای راضی کردن علاقه خود به خون و راحت کردن قتل های خود به عنوان کارشناس پاشیدگی خون در اداره پلیس میامی کار می‌کند.هرچند اشتیاق وی برای کشتن پایدار است دکستر که خود احساس خالی بودن می‌کند توسط آموزش های گسترده هری تونا به تقلید احساسات معمولی و نگاه داشتن ظاهر خود به عنوان انسانی مسئول در برابر اجتماع است.

دکستر در حال قتل

فلش بک ها نشان می‌دهند که هری چگونه به دکستر آموزش می‌دهد که مانند فردی عادی به نظر برسد و عمل کند.دکستر آموزش های هری را با عنوان “قانون مقدس هری” دنبال می‌کند.طبق قانون هری تمامی قربانی های دکستر باید خود قاتل باشند و این کار را با بودن پشیمانی انجام داده باشند و این که دکستر قبل از انجام هر چیز باید ثابت کند که آن ها مطمئنا قاتل هستند.

وی قربانی های خود را اول بیهوش می‌کند سپس آن ها را با نوارهای نایلونی می‌بندد و پس از نشان دادن عکس های قربانی های آن ها و بازگو کردن شرح جنایت های آنها٫ آنها را می‌کشد.

نقد

بازیگران مجموعه تلویزیونی دکستر

در چند قسمت اول ممکن است جذب این سریال نشوید. مهمترین دلیل آن را می توان کمی مصنوعی و گیج کننده بودن قسمت های اول آن دانست ولی بعد از قسمت ۳ و ۴ کم کم داستان روشن می شود و در اواخر قسمت فصل ۱ به اوج خود می رسد. مجموعه تلویزیونی دکستر از نقاط قوت بسیاری برخوردار است که آن را از سایر سریال ها متمایز می کند.

فیلمنامه دکستر بر خلاف سریال هایی مانند لاست ضعیف و ضعیف تر نمی شود، مانند فرار از زندان غیر واقعی نیست و همچون سریال ۲۴ قابل پیش بینی نمی باشد. در هر قسمت شما حداقل دو داستان را می بینید. یکی ادامه داستان اصلی آن فصل و دیگری داستان خاص آن قسمت. در این فیلمنامه ژانر های محتلفی به چشم می خورد از جرم و جنایت تا درام و هیجانی و کمدی سیاه.

شخصیت پردازی این سریال واقعا فوق العاده است. بازی بازیگران در هر شخصیت آن قدر خوب انجام شده است که شما را به باور می رساند. درگیری های شغلی، روابط خانوادگی و تفاوت های شخصیت درونی و برونی هر کدام از شخصیت ها به خوبی بیان شده است. به عنوان مثال دبرا (خواهر ناتنی دکستر) در شغلی خود دارای مشکلات بسیاری است که با آنها می جنگد و برای پیشرفت در شغل خود بسیار تلاش می کند.

ریتا و دکستر

دکستر روابط خوبی با ریتا (دوست دختر وی) دارد ولی هیچ وقت شخصیت اصلی و درونی خود را برای آن آشکار نمی کند. دکستر مهم ترین هدف خود از ارتباط با ریتا را اینگونه بیان می کند که برای معمولی و مانند سایر انسان ها بودن باید با او ارتباط داشته باشد ولی درست بعد از جدا شدن از وی متوجه این موضوع می شود که ارتباط با ریتا یک نیاز برای وی است و نه یک اجبار برای معمولی بودن.

شخصیت درونی و برونی دکستر کاملا از هم متفاوت می باشند. در جامعه بیرونی دکستر یک انسان معمولی و ساده است. در محل کار همه او را دوست دارند و مسائل بسیاری را کشف می کند. ولی شخصیت درونی او یک قاتل سریالی حرفه ای ایست که مهمترین هدف آن کشتن سایر قاتل هاست. دیدن بازی یک بازیگر در دو شخصیت و در یک فیلم واقعا جذاب و دیدنیست. مایکل سی هال (بازیگر نقش دکستر) واقعا از عهده این کار برآمده است.

یکی دیگر از زیباترین بخش های سریال شنیدن تفکرات ذهنی دکستر است. شما مدام شنونده ی این تفکرات هستید و از آن ها لذت می برید. اینکه واقعا صبحت های شخصیت درونی یک فرد را بشنوید شما را جذب و باعث می شود دیگر به او به چشم یک انسان خالص که برای شما در یک خانه شیشه ای زندگی می کند، نگاه می کنید.

هری و دکستر

فلش بک هایی که در طول سریال به دوران کودکی دکستر و آموزش های هری زده می شود نیز واقعا دیدنی است. یکی از بهترین این فلش بک ها به زمانی بر می گردد که دسکتر به اجبار نامادریش به روان پزشک مراجعه می کند. هری به او یاد می دهد که هر چه شخصیت درونی تو گفت، برعکس آن را به روان پزشک بگو. در این گفتگو شما هم شنونده جواب های شخصیت درونی دکستر و هم شنونده جواب های او به روان پزشک هستید.

تیتراژ آغازین سریال که حدود ۱:۴۵ دقیقه است با موسیقی خاص خود شما را مجبور به تمرکز بر قسمت جدید و بازنگری قسمت های قبل تر می کند.

در آخر

اگر سریال فرار از زندان برای شما جذاب و دیدنی بود به شما پیشنهاد میکنم که این سریال را نبینید!

در صورتی که این سریال را دیده اید،‌ لطفا نظر و دیدگاه خود را نسبت به آن در بخش نظرات ارسال نمایید.

۳ فیلم برای دیدن در آخر هفته

movie_48_48.gif
سلام

افراد معمولا اوقات فراعتشون رو با کار های مختلفی سپری می کنن ولی بعضی از کار ها بین بیشتر افراد رایج شده. یکی از مهم ترین و دلپذیر ترین کار هایی که میشه انجام داد دیدن فیلم در اوقات فراعته. چند وقتیه فیلم های خوبی دیدم. گفتم بد نیست تا به شما هم معرفیشون کنم.

دیاری برای پیرمرد ها نیست No Country For Old Men 2007No Country For Old Men
خشونت و ضرب و جرح پس یافتن چندین جسد، ماشینی با بار هروئین و ۲ میلیون دلار پول نقد به صورت کاملا اتفاقی توسط یک شکارچی در نزدیکی ریو گراند شروع می شود …
فیلمی جذاب که نامزد دریافت ۸ اسکار امسال شده و تاکنون ۶۹ جایزه دیگر را به خود اختصاص داده است.
فیلم هایی که برادران Coenاین یکی داداش) آنها را می سازند همیشه نکته های ظریفی دارد.
اگر موفق به دیدن این فیلم شدید، ۳ نکته را در حین دیدن فیلم دقت کنید. اول اینکه فیلم موسیقی متن ندارد! و دوم حرکت های دوربین.
این فیلم برای کسانی اهل دیدن فیلم های رومنس (رومانتیک؟) هستند، اصلا توصیه نمی شود.دقیقا در برابر روح لطیف انسانی قرار دارد.
امتیاز در IMDB با بیش از ۵۱ هزار رای : ۸.۶ از ۱۰
اطلاعات بیشتر
(ادامه…)

اخراج اخراجی ها

سلام
چند روز بود که در نمایشگاه رسانه دیجیتال تبلیغات “اخراجی ها برای وبلاگی ها” دیده می شد. کسی نمی دونست که این یعنی چه؟!

ساعت 12:50 سالن 15
از صبح دختره (همونی که در مورد حجاب تذکر میده، در مورد کارت های اعتباری اطلاعات میداد و …) یعنی میکروفون و بلندگوی نمایشگاه، تبلیغات حضور ده نمکی و پخش فیلم اخراج اخراجی ها رو می کرد. از اونجایی که فیلم اخراجی ها برام جذاب بود، تصمیم گرفتم که در این مراسم حضور پیدا کنم.

ساعت 13 سالن 25 B
وقتی با علیرضا وارد شدیم کسی نبود. وقتی نیشستیم دیدیم که همین جوری پشت سرمون ملت دارن میام و صندلی های خالی رو پر می کنن.

اخراج اخراجی ها

دختره (بلندگو؟) گفته بود که ساعت 13 این مراسم برگزار میشه. تا ساعت 13:30 تهیه کنندگان مراسم در حال راه اندازی ویدئو پروژکتور، دکور و … بودن. از ساعت 13:30 تا 14 هم برق نداشتیم. به این می گن نمایشگاه رسانه دیجیتال. چون نه برق داره نه اینترنت سالن پایگاه های اینترنتی حل شده.

ساعت 14 همانجا

اخراج اخراجی ها

محمد سلوکی در ردیف اول (ما ردیف دوم بودیم) نشسته بود. در همین حال ده نمکی هم اومد.

ساعت 14:05 همانجا – شروع نمایش اخراج اخراجی ها
فیلم اخراج اخراجی ها با مقدمه چینی محمد سلوکی شروع شد. همه ساکت بودن. گاهی می خندیدن و گاهی هووو می کردن. اخراج اخراجی ها در حقیقت مجموعه پشت صحنه اخراجی ها و نسخه تازه اخراجی ها بود. اول پشت صحنه نسخه دوم بود و بعد پشت صحنه نسخه اول. البته فقط پشت صحنه نبود، چون به همراه پخش پشت صحنه، صحنه های اصلی فیلم نیز مشاهده می شدند.
واقعا زیبا بود.

در مورد نسخه تازه اخراجی ها بگم که داستان مربوط به زمان حال میشه. بیژن مرتضوی (امین حیایی؟) که حالا جانباز شیمیایی در یک خونه خرابه داره زندگی می کنه. بایرام (اکبر عبدی؟) با مرضیه (خواهر شهید مجید؟) ازدواج کرده. الان 3 تا بچه داره و چهارمیش در راهِ که بیاد. اون معتاده که اسمش خاطرم نیست به نظر می رسید که کافی شاپ زده. شریفی نیا و برادر نرگش هم که مخالف جبهه رفتن یه مش اراذل و اوباش بودن هم الان یه موسسه بزرگ مالی اعتباری زدن. زن شریفی نیا دیگه مانتو شلواری شده و چادر رو تعطیل کرده. شریفی نیا، ریش پروفسوری (بزی؟) گذاشته و برادر نرگس هم مدل ریشش فرق کرده بود. دکی هم الان توو بیمارستان کار می کرد. از بقیه هم خبری نبود.
داستانش هم بنظر می رسید که صدا و سیما در حال تهیه یک برنامه در مورد جبهه است. مجری این برنامه میره سراغ بایرام (اکبر عبدی؟) و سایر بازیگرا و باهاشون صبحت می کنه. تیکه های جالب و خنده داری داشت. حرف هایی که بایرام میزد واقعا خنده دار بودن. توو خونش عکس خواننده های زن رو زده بود و از فیلم تایتانیک، تروی، نجات سرباز رایان و … به اسم فیلم مستندی از جبهه خودمون صبحت می کرد. با نام نجات سرباز بایرام !!!

(ادامه…)

The Departed (۲۰۰۶) Movie

سلام The Departed Movie - فیلم مرده یا رد شده

«این بود مرده (رد شده)»
دیشب فیلم The Departed محصول سال 2006 را دیدم. واقعاً فوق العاده بود. گاهی آنقدر در فیلم غرق می شدم که حتی صدای زنگ تلفن را نیز نمی شنیدم. اگر نگویم The Departed بهترین فیلمی بود که دیده ام، ولی به جرات می گویم که یکی از بهترین هاست.

درباره فیلم
فیلم The Departed محصول سال 2006 که آن را با نام هایی همچون «مرده»، «رد شده» و … در زبان فارسی می شناسیم، یکی از برترین فیلم های سال 2006 می باشد.
کارگردان : مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese)
ژانر : جنایی، ماجراجویی، مهیج
رتبه در IMDB (بزرگترین بانک فیلم جهان): 8.4 (تا امروز)
سه بازیگر اصلی :
لئوناردو دیکاپریو (Leonardo DiCaprio)
مت دامن (Matt Damon)
جک نیکلسون (Jack Nicholson)

گالری عکس فیلم

دیدن فیلم خالی از لطف نیست (یعنی حتما ببینین)

موفق باشید

خانه هیولا – monster house

سلامخانه هیولا - monster house

کوتاه بگویم : فیلم خانه هیولا (Monster House-2006) را دیدم.
دیدن فیلم خانه هیولا مرا به دوران کودکی برد. دورانی که کنجکاو بودم. دورانی که خراب می کردم تا یاد بگیرم.
حرکات مرموز کودکانه انجام می دادم (!). می خواستم بگویم بزرگ شدم ولی کجاست گوشی شنوا.
هر چه بود گذشت و عمرم گذر کرد. به بازی های کودکانه خود می اندیشم. کارتون های شیرین و بیاد ماندنی (موش و گربه – پت و مت – پینوکیو و…) روز هائی که هر روز در کوچه مان بازی می کردیم. از فوتبال، والیبال ،کشتی (!) گرفته تا النگ دولنگ (پیل و دستی در ترکی)
گاهی هم سر آدامس خروس نشان دعوا می شد. بچه بودیم. ساده. جسور. کنجکار. خرابکار. . . .
به نظر خیلی خاکی رفتم. از اینها بگزریم و به فیلم برگردیم.

مجله الکترونیکی فریا در این آدرس فیلم را معرفی کرده است.
فکر کنم خواندن مطلب مجله فریا بهتر از توضیح فیلم در اینجا باشد.
فیلم را پسندیدم.
لینک فیلم در imdb.com

monster house - خانه هیولا - cheshmak.net

موفق باشید