نمی نازم، نناز (بحث بررسی وبلاگ های آی تی)

سلام

بحث از اونجایی شروع شد که محمد عرفان عزیز در پستی با عنوان می نازم، می نازی، می نازد یک مطلب انتقادی نوشت. وقتی مطلب رو خوندم یاد خاطراتی از سال های گذشته وبلاگ نویسیم افتادم. بگزریم. بعد سیه شاهین در پست هایی با عنوان می نازم، می نازی، می نازد , و همبستگی وبلاگهای IT و همبستگی وبلاگهای IT بخش دوم مطالبی نوشت. هر دو تا مطلب رو خوندم و حالا من می نویسم.
بچه های آی تی که ما بررسیشون می کنیم 3 دسته هستن:
1- کسانی که اصلا وبلاگ نمی نویسند.
2- کسانی که وبلاگ می نویسند ولی به قول محمد عرفان مغرور هستند.
3- کسانی که وبلاگ می نویسند و هیچ وقت مغرور نبودند و به دیگران کمک می کنند.

وبلاگ نویسان

دسته اول – کسانی که اصلا وبلاگ نمی نویسند
اینکه بگیم اینها به خاطر مغرور بودن نمی نویسند فکر کنم جمله مناسبی نباشه. شاید سرشون شلوغه. باور کنید گاهی اوقات سر منم اون قدر شلوغ میشه که اصلا وقت نمی کنم ایمیل چک کنم. چه برسه به وبلاگ نویسی. بعضی ها هم از بیخ به دنبال به اشتراک گذاشتن اطلاعاتشون نیستن و فقط دنبال بیزینسن. و خیلی دلایل دیگه که هر آی تی کاری می تونه برای خودش داشته باشه.

دسته دوم – کسانی که وبلاگ می نویسند ولی به قول محمد عرفان مغرور هستند
این دسته همون هایی هستند که عرفان حسابی بهشون پریده بود. اینکه بگیم چون فلانی مغروره پس تحریمش کنیم درست نیست. چون اولا اینجا تحریم معنایی نداره (به قول آی تی نگار) و ثانیا این طور آدما خود بخود منزوی میشن، چرا ما زحمت بکشیم؟
به نظر من اینکه بیام و جلشون بایستیم و جبهه گیری کنیم کار درستی نیست. شاید مزاکره راه بهتری باشه. باهاشون صبجت کنیم. بحث کنیم. اون ها رو به طرف خودمون جذب کنیم. مطمئنا خیلی از این افراد وقتی جمع دوستانه ما رو ببینند به جمع ما می پیوندن.

دسته سوم -کسانی که وبلاگ می نویسند و هیچ وقت مغرور نبودند و به دیگران کمک می کنند
من همیشه شکر گذار بودم که یه همچین آدمایی وجود دارن. تا الان با خیلی هاشون دوست شدم و باهاشون ارتباط برقرار کردم.
فکر می کنم این دسته موفق تر از دو دسته قبلی باشن. دلایلی زیادی هم برای این حرفم دارم.

در نظر داشته باشیم که ما نمی تونیم به زور کسی رو عوض کنیم. حالا چه می خواد مجبور کردن به وبلاگ نویسی باشه و چه می خواد عوض کردن شخصیت باشه.

چکار کنیم؟
0- چرا با دیگران بحث کنیم؟ از خودمون شروع کنیم. از خودمون و دوستانمون.
1- از همه دعوت کنیم تا بنویسن.
2- ایجاد گروه های کاری (به عنوان مثال یه گروه تعریف کنیم در مورد گوگل که خبر های گوگل رو بنویسن و …)
3- فراتر از وب. چرا روابط فقط در وب محدود بشه؟ می تونیم جلسات حضوری خارج از وب هم داشته باشیم. من با چند تا از بهترین دوستانم از طریق همین جلسات حضوری آشنا شدم.

وبلاگ نویسان

چیزی که مهمه اینکه نباید وبلاگ نویسی (به خصوص در زمینه آی تی) به یک امر تکراری تبدیل بشه. نباید بر روی عده خاصی فشار زیادی بیاد.

همدیگر رو قبول داشته باشیم.

موفق باشید

مطالب مرتبط:
  1. Google AJAX Search API، یک موتور جستجو در وبلاگ شما
  2. مسافرت بم و سفره برنامه نویسی من
  3. Performancing – یک اکستنشن جالب برای فایرفاکس

سعید زبردست

facebook twitter linkedin Email

من برنامه نویس Java و PHP هستم. در کنار برنامه نویسی اطلاعات خوبی در زمینه پایگاه ‌های داده بخصوص MySQL دارم. برای اطلاع بیشتر به صفحه درباره سعید زبردست مراجعه کنید.


نظرات
  • سیه شاهین می‌گه:

    جالب مختصر و مفید بود واقعا اگه همه اینا انجام شه چی میشه

  • زیر خط IT می‌گه:

    با قرار وبلاگی موافقم فقط مشکلس اینه که من شهرستانم و تهران هم کسی رو ندارم !

  • itblog می‌گه:

    سعید جان به نظر من یکی از دلایل عقب ماندگی ما در جامعه مجازی هم همین قبول نداشتن هم دیگر است نمونه بارزش فروم ها وویکی های ماست نه می نویسیم ، نه به دیگران در نوشتن کمک می کنیم و نه دیگران را با خود شریک میکنیم برای همین است که تولید محتوا در حد خیلی پایینی است ای کاش به جای جنگ وجدل با هم و نگاه از سر کبر همدل و همرنگ می شدیم تا وضعی به از این داشته باشیم وای کاش لااقل در جامعه مجازی برای هم ارزش قائل بودیم وهمون فرهنگ اصیلی رو که ازش دم میزنیم اینجا جاری وساری کنیم ….

  • زیر خط آی تی عزیز شما تشریف بیارین قدم سر چشم ما بگذارین

  • afshinm می‌گه:

    سعید جان مطلب خوبی بود/قضیه اینطور دیده بشه خوبه/در راستای اینکه من وبلاگ نمینویسم نخواستم صحبتی کنم .

  • Sharpedia می‌گه:

    “اینو که خودمم میدونستم!” از اون جمله‌هایی‌است که فقط از بچه‌های آی‌تی و کامپیوتر شنیده میشه؛‌ و بنظرم سرچشمه تمام این مشکلات.

    همگی بحث خوبی رو شروع کردید، و شخصا علاقمندم تا نتایجش رو هم ببینم. اما چندتا نگرانی هم دارم از اینکه این بحث‌ها نتیجه معکوس بده. اول از همه بگم که منظورم وبلاگ شما نیست، اما چون حدس زدم هرکسی پیگیر این بحث باشه بالاخره گذرش به این پست میافته،‌ بهتر دیدم همینجا بگم:
    - اول، راجع به پست‌هایی که دراین‌باره نوشته می‌شه: خیلی باید دقت کنید که مطلب احساسی و دور از منطقی گفته نشه. خواننده نباید شبهه “باندبازی” براش پیش بیاد. مثلا کلماتی مثل “تحریم” و ازاین‌دست که بارمنفی دارند حتی در کامنت‌ها هم گفته نشه.
    - دوم،‌ اسم نبردن از کسانی که باهاشون موافق نیستیم: بجای تخریب می‌تونیم شخصیت‌سازی کنیم. افرادی رو که جزو دسته سوم هستند معرفی کنیم (با ذکر علت) و درواقع با نقد مثبت‌ها جلو بریم، نه تخریبِ‌ بقیه.
    - سوم، پرخاشگرانه و سلطه‌جو رفتار نکنیم.

    - چهارم،‌ اگر قراره گروهی تشکیل بشه، مواضع فکری و اهدافش بادقت تدوین بشه و پیش از اجرایی شدن،‌ به بحث گذاشته بشه تا ایراداتِ وارده کمتر بشه.

    موفق باشید.

  • سعید می‌گه:

    ۴ itblog – سید رضا محمدی عزیز:
    این قسمت از صبحتت واقعا عالی بود “وای کاش لااقل در جامعه مجازی برای هم ارزش قائل بودیم وهمون فرهنگ اصیلی رو که ازش دم میزنیم اینجا جاری وساری کنیم ….”
    موافقم با صبحتات. بالاخره باید شروع کرد. از خودمون شروع کنیم. شاید بگیم خوبیم و سعی می کنیم ولی همیشه میشه بهتر بود و بیشتر سعی کرد.

  • سعید می‌گه:

    ۴ afshinm:
    من از تو شروع می کنم. چرا وبلاگ نمینویسی ؟ والا یکی هم به جمعمون اضافه بشه و بنویسه خیلی خوبه. کی از تو بهتر.

  • سعید می‌گه:

    ۴ Sharpedia:
    جمله “اینو که خودمم میدونستم!” رو من بارها شنیدم و خودم هم گاهی بکار بردم. راستش نمی دونم چرا از این جمله استفاده میشه. خوب اگه آدم چیزیو می دونه چرا می پرسه؟ و اگه می پرسه چرا بعدش این جمله رو می گه؟
    اون ۴ قسمت رو به خوبی قبول دارم. و در قسمت هایی از همین مطلبم بهشون اشاره کردم.

    منم دوست دارم نتیجه ی این بحث و تبادل نظر دوستانه رو ببینم.

    موفق باشید

  • عرفان می‌گه:

    سلام. من هم باهات موافقم. تنها راه مذاکره هست. فقط با همین گرینه مشکلات بر طرف میشه. یک پست نوشتم که به زودی می فرستم. مختصره البته. همه رو دعوت کردم که روز ۴ شنبه بیان و با هم دیگه و جمعی یک تصمیمی بگیریم. فکر کنم بهترین کار باشه

  • عرفان می‌گه:

    یه پست در تایید حرفای شما و آی تی نگار نوشتم. باید دست به کار بشیم دیگه. باز میگن فقط حرف میزنن!! والا! شانس که نداریم!!

  • عرفان می‌گه:

    در ضمن. ایجاد گروه های کاری هم بسیار فکر خوبیه. می تونه یکی از مواردی باشه که در تعریف استاندارد بهش توجه کنیم. عالی.

  • afshinm می‌گه:

    @saeid ایشاللا به وقتش ما هم وبلاگدار میشیم/در دست ساخته

  • عرفان می‌گه:

    سعید جان دوستانی رو که میشناسی حتما واسه فردا دعوت کن که انلاین باشن و بتونیم دعوتشون کنیم. دوستان زیادی اعلام آمادگی کردن. که نوید و دکتر هم جز این افراد هستند.

  • سعید می‌گه:

    ۴ عرقان:
    به دوستان گفتم بیان.

    ۴ afshinm:
    منتظریم که ساخته بشه

  • محمد امین می‌گه:

    سلام تو درس برنام نویسی ++C احتمالا دارم میافتم….استاد گفته این پروزه رو کار کن… در مورد فایل هاست…..میتونین ۴ … ۵ روزه برام گیرش بیارین؟ اینه : برنامه ای که یه فایل باشه در حدود ۲ یا ۳ صفحه مهم نیست که متن فایل چی باشه….عدد …حروف …شعر….داستان….خط تیره…هر چی میخواد باشه… مهم اینه که تو برنامه وقتی فایل رو باز کردیم سطر به سطر بتونیم به بالا بیایم و یا به پایین بریم و سطر بعدی رو مشاهده کنیم و اینکه همین طوری بتونیم و وقتی با زدن فلش جهت به طرف پایین سطر به سطر به انتهای فایل نزدیک بشیم و در نهایت به آخرش برسیم و وقتی به آخر رسیدیم با زدن جهت بالا بتونیم به سطرهای بالا بریم و در نهایت به اولین سطر فایل برسیم. . . . امیدوارم تونسته باشم تحویل بدم…..د خیلی نیاز دارم اگه بتونین جورش کنین خیلی کمکم کردید…..ازتون ممنونم و منتظر جوابتون هستم… به این آدرس میل بکنین….بازم ممنون amin_salar2002@yahoo.com